تبلیغات
دختر آفتاب - به نام حق...
دختر آفتاب

من آب شدم سراب دیدم خود را دریا گشتم حباب دیدم خود را آگاه شدم تمام من غفلت بود بیدار شدم به خواب دیدم خود را

حاج محمود کریمی ذاکر خوش ذوق اهل بیت (علیه السلام) شعری طنز را با اشاره به برنامه خنده بازار صدا و سیما سروده است.

این سروده حاج محمود کریمی خطاب به برخی از مسئولین نگاشته شده است .

 

چند ماهی است در صدا سیما / آمده طنز پرطرفداری

در حقیقت سیاسی و کمدی / گریه دار است و خنده بازاری

 

جای اسم و مقام و حرف رکیک / بین برنامه بوق باب شده

جای لفظ فلان فلان قدیم / بوق  ممتد ولی حساب شده

  

اگر اهل سیاست و ذوقی / من هم امروز حرف ها دارم

و چه خوب است در سخن جای / بعضی الفاظ بوق  بگذارم

 

آی آقای بوق  خالی بند / بوق ها را نریختی به حساب

بوق  سهم عدالتت پس کو / مسکن بوق  بی حساب و کتاب

 

همه بی کار و داده ای به یکی / چند پست کلیدی اهدائی

بزن از حلق مردم مظلوم / بده بوقندیار بوقائی

 

مانده ام بوق  از کجا آمد / روی فرمان چرخ تو جا شد

مثل دوران بوق  در بر تو / بوق  پیدا شد و "هویدا" شد

 

دوستم با تو گفت از در لطف / درد خود با خلوص درمان کن

بوق  بیرون فتاده ات دیدند / زشتی بوق خویش پنهان کن

 

طفلکی حرف بد نگفته به تو / اصلا این حرف را بزن تو به من

من اگر با تو حرف بوق  زدم / بوق  من را خودت بیا بشکن

  

یاد داری که بوق قبل از تو / بوق ها را شنید و کرد انکار

بس که هشدار را ندیده گرفت / منحرف شد ز راه و زد به چنار 

 

شطّ رنج است ضربه ی حداد / بعد هر ضربه کیش و مات حدید

مرد باید که حرف حق بزند / هرکه عاش سعید مات سعید

 

پ.ن: زیاد جدی نگیرید شوخیه فقط! همین.

گردآورنده : عمار یاور ولی



 
نوشته شده در پنجشنبه 10 آذر 1390 ساعت 11:19 ب.ظ توسط دختر آفتاب نظرات | |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت