تبلیغات
دختر آفتاب - سیاه قلم افکار خط خطی...2(شاغل بودن زن)
دختر آفتاب

من آب شدم سراب دیدم خود را دریا گشتم حباب دیدم خود را آگاه شدم تمام من غفلت بود بیدار شدم به خواب دیدم خود را

میدونم که اکثرتون دانشجویید و کلتون خیلی داغه...شاید برای شما کار بیرون از خونه آرزوی دیرینه بوده و هست...

اما این حرفارو کسی داره میزنه که مثل شما این آرزو رو داشت و همونقد شایدم بیشتر داغ داغ بود...

مشاغل بر چند نوعن:

مشاغلی که انسان در اون زیر دست باشد.

مشاغلی که انسان در آن بالا دست باشد.

و مشاغلی که کلا در آن دستی نباشد.

اولی و دومی در مورد زن زیر ذره بین انتقاد است(تا اطلاع ثانوی هر وقت کلمه کاربه کار برده شد منظورمون همین دو نوعه)ولی سومی(که بعدا در موردش توضیح میدیم چیه)به شدت مورد حمایته...اون خدایی که فرمود من نسبت به زن ها خیلی مهربونترم تا مرد ها....

همدیگرو سفارش کنید به رفتار خوب با همسرانتون . و گفت که  همه باید احترام خانوم ها رو داشته باشن و فقط آدمای پست و بی ارزشن که به اونا توهین میکنن...

و گفت کسی برای من با ارزش تره که به همسرش بیشتر احترام میذاره و نسبت به اون مهربون تر و بخشنده تره...

و گفت کسی نمیتونه نسبت به زن ها خشن باشه و به اونا توهین و ستم کنه و این حقشونه که باحاشون مهربون باشن(دقت کنید از حقوق ماست).

و گفت پسران نعمتن و دختران حسنه

از نعمت ها سوال میکنم ولی به حسنه پاداش میدهم(دقت کردی چی شد گفت ما حسنه ایم یعنی ذاتا خوبی هستیم ...بازم دقت نکردی؟ببین مثلا وقتی ما میخوایم یه آدم خیلی خیلی ستمکارو توصیف کنیم دیگه نمیکیم طرف ظالمه  بلکه میگیم ظلمه ...خداهم نگفته شما دخترا محسنه (نیکوکار)گفت شما حسنه(نیکی)هستید...

به خاطر همینه که میگن اگه خانوما مواظب چند تا مورد کوچیک باشن ذاتا از همون اول بهشتین !!!)

و گفت(ببین گلم دیگه آدم هر حرفیرو که نمیتونه تو جمع بزنه!ولی خداییش اگه دستت به این قسمت برسه وامیستی جلو آیینه و هی قربون چش و ابروت میری ...یه جورایی دچار خودبرتر بینی میشی...

البته حرفای خدا در مورد ما خیلی بیشتر از این حرفاس ولی میترسم تا آخر نوشته هی بگم وگفت...

(و اما آخریش)و گفت...من زن رو منبع آرامش قرار دادم و من منتظر همین بودم...

عزیزان تا حالا طعم آرامش رو حس کردین؟نه...نه...این سوال من فاجعه هست!!!

هرگز نباید یه همچین سوالی رو از یک زن پرسید...مثل اینکه از آب بپرسی ببخشید شما تا حالا تونستی جایی رو خیس کنی یا از یک راننده بپرسی تا حالا جادرو دیدید؟!

اما این فاجعه اتفاق افتاده و از ما این سوالو میکنن...

خدا آرامش داشتن رو خواص ما قرار داده ولی ما با هزار بهونه در طول تاریخ این خاصیت منحصر به فرد رو از خودمون گرفتیم ...

یه نگاه به خودمون بندازیم قرار بود ما منبع آرامش باشیم و به مردان هم انتقال بدیم اما...امروز نه تنها منبع نیستیم بلکه یه آرامش کذایی رو وام دار  و چند تا قرص اعصابیم!!!

غم بزرگتر اینه که کس دیگه ای این بلارو سرمون نیاورده...ما خودمون با دستای نازنین خودمون و سر چند تا جنس پنجل منجل و به قیمت مفتطلای ناب وجودمون رو فروختیم...

زدیم سیستم خدارو داغون کردیم دو قورت و نیممونم باقیه!!!

حالا سیستم خدا چیه؟!

خوب دقت کنید مردا ذاتا و طبعا گرم آفریده شدن ... چرا که قرار بود کارای گرم و طاقت فرسا انجام بدن و این گرماس که بهشون شور و قدرت انجام این امور رو میده...

اگه به مجموعه احکام خداوند در مورد مرگ نگاه بندازید میفهمین که خدا سعی کرده همواره این گرمارو متعادل و در حد نیاز نگه داره...مثلا طلا که یک فلز گرم محسوب میشهاگه مدتی در مجاورت پوست مرد قرار بگیره مثل هیزم روی آتیش عمل میکنه و مرد گرم رو داغ داغ میکنه...اونموقس که باید این گرمای اضافرو هر جور که شده یه جایی خالی کنه و اگه اونجایی که انتخاب میکنه خونه باشه تنها کسی که بیشترین آسیب رو میبینه خانوم خونس دیگه(کلا آب روغن قاطی میکنه)

همون طور که میدونید طلا واسه مرد حرومه...واسه همینه که میگم سر و ته و وسط احکام الهی رو که بررسی کنی منافع زن داره خودنمایی میکنه.

شاید...آخر این نوشته با تمام وجود درک کنید که خداوند همواره وکیل مدافع ما بوده و هست و خواهد بود...

و اما زن ها...

خداوند اونها رو ذاتا و طبعا سرد آفریده...چرا که قرار بود زن ریحانه باشد...

قرار نبود تو خیابونا کارخونه ها ادارات و ...و... آواره چندر غاز پول باشه.

قرار نبود هر روز و هر روز سر و صدای ماشین ها و ترافیک های سنگین و سر و کله زدن با کس و ناکس رو تحمل کنه...

قرار نبود نصف کارگرای کارخانه ها و کارمندای اداره رو زنایی تشکیل بدن که تحمل هر نوع برخوردی رو ندارن(در حالی که تو این مکان ها بدون در نظر گرفتن شان زن هر نوع برخوردی که نیاز ببینن با خانوما دارن ...بستگی به اعصاب آقای رئیس داره که باهاشون خوب صحبت کنه یا بد!!!(به این میگن پرانتز اندر پرانتز))البته شاید بگید اونقاد تلاش میکنیم تا خودمون بشیم رئیس اما به چه قیمتی ؟تا وقتی به اینجا برسه رس تون کشیده میشه...

به اون خانوم وکیل و وزیر و رئیس نگاه کنید شاید برای چند لحظه و یا جلوی دوربین لبخند به لبشون باشه اما آیا واقعا از زندگیشون لذت میبرن؟؟؟!!!آروم و پر نشاطن؟؟؟!!!

خوب توی این دوره زمونه که مردا ممکنه زیراب نفقه رو بزنن تقصیر ما چیه ؟

همونقد که ما بارداری رو وظیفه خودمون میدونیم و از هیچ مردی انتظار حامله شدن نداریم در مورد تامین معاش هم مردا یه همچین احساسی دارن...اصلا به این کار نیاز دارن و ازش لذت میبرن با تمام سختی هایی که داره ...

چون میدونه یکی هست که باید برای اون تلاش کنه

میخوام بگم هیچ مردی لذت این کارو از دست نمیده (مگر اینکه معتاد یا کلا خلاف باشه و به خنسی بخوره خلاصه به هر دلیل امتناع کنن قانون همه جوره پشت ماست).

سالها به ما گفتن کار بیرون حق  ماست...

واقعا حق ما اینه که این همه ناملایمات رو به جون بخریم ؟

ما اجازه داریم کار کنیم اما حق     این     نیست...

عزیزان در اسلام کار بیرون از خونه مجازه

اما...باید بگم طلاق هم مجازه اما چیز خوبیه

کار کردن ما در مواقع ضروریه که توجیه منطقی پیدا میکنه

خلاصه در کل زن تعالی و مرد توسعس و اگه این در نمودار بریزه به هم یعنی یکدومشون بیشتر و اونیکی کمتر بشه سیستم میریزه به هم...

اون حنبش اجتماعی که بهش میگن فمنیسماز یک باور نامتعادل ایجاد شد...

فمنیسم بردار تعالی رو شکست و زن رو مجبور کرد که مثل یه مررررررررررررررررررررررررررررررد به توسعه بپردازه...


نوشته شده در دوشنبه 30 آبان 1390 ساعت 12:17 ق.ظ توسط دختر آفتاب نظرات | |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت