تبلیغات
دختر آفتاب - بد حجاب محترم
دختر آفتاب

من آب شدم سراب دیدم خود را دریا گشتم حباب دیدم خود را آگاه شدم تمام من غفلت بود بیدار شدم به خواب دیدم خود را

حیا ...  عفت ... پاکی ... طهارت  ... نورانیت ... معنویت ... عرفانیت  ... /

عجب کلمات نشاط آوری ... عجب معانی باصفایی ...
می خواهم سخن بگویم ... اما مخاطبم کیست؟... میخواهم فریاد بزنم ...  اما طرف حسابم کیست؟

درست حدس زدی ... میخواهم مستقیم و بی واسطه با تو سخن بگویم ... با تو کاهل حجاب محترم ... آری با تو بد حجاب..

با تو که با تخیفیف ویژه و با اندکی تسامح میگویم خواهرمی ... اما

اما احساس میکنم رسیدگی بیش از حد تو به صورتت تو را از رسیدگی به کار سیرتت باز نگه داشته!

با تو سخن میگویم که احساس میکنم نمی دانی مخاطب مستقیم حضرت یار(جل جلاله) تویی که برایت فرمود:"با مرد اجنبی کمتر برخورد داشته باش ،و در مواقع  ضرورت با حجاب کامل و بدون خودآرایی ظاهر شو."

با تو  سخن میگویم که احساس میکنم از یاد برده ای حیا را...

حیا ... اصلاً میدانی حیا چیست؟

... حیا شرمساری و خجالت است که در مقابل آن بی شرمی است./ حیا نوعی انفعال درونی بوده که از انجام امور ناپسند در انسان جلوگیری می کند و منشاء آن ترس از آلوده شدن است،که این ترس باعث می شود قرار نگیری در جایی که در مظانّ آلودگی به گناه باشی!

نه ... نه ... بگذار راحت تر سخن بگویم .... خیلی راحت تر ... صریح و عینی ...

حیا یعنی اینکه سیاهی چادرت دل مردهایی که به دنبال خوشرنگ ترین زن ها هستند را بزند.

حیا یعنی اینکه بدانی در دنیا تنها یک سیاهی است که برابر است با سرخی خون / مقدس است به قداست خون ... محترم است به طهارت خون /... و آنهم  تنها سیاهی چادر توست.

حیا یعنی اینکه وارد دانشگاه بشوی و نوع پوشش تو به گونه ای باشد که چشم ناپاکانی که به امید کسب لذت ، گام های  شیطانی بر می دارند  به تو کوچکترین محلّی نگذارد ...  و تو از این بی محلّی لذت ببری ....  و تو تنها یک دانشجو باشی ... نه یک عروسک متحرک که صد قافله دل کثیف همراه اوست!

حیا یعنی اینکه حدود را رعایت کنی ... نه اینکه به بهانه سوال درسی با یکی مشغول صحبت شوی و غافل از این باشی که درس برایش بهانه است ... و فعلا محو موهای مش کرده است ... و درگیر حل معمای سه مجهولی گیسو....

حیا یعنی اینکه با آرامش به کارت برسی ... نه اینکه دلت شور این را بزند که ... نکند گوشه ای از زیبایی هایت پاک شده باشد .... و در به در به دنبال جایی امن برای چک کردن زیبایی ....

حیا یعنی اینکه متوجه باشی و بدانی که لباس تنگ پوشیدن ... دل و فکر چندین جوان رو تنگ خواهد کرد ... آنقدر تنگ که دیگر جایی برای خدا باقی نماند...

حیا یعنی اینکه متوجه باشی و بدانی که موهای بیرون ریخته .... چه افکاری را در دل ناپاکان خواهد رویاند.

حیا یعنی اینکه بدانی آرایش غلیظ تو آرامش قبل از طوفان است ... که بزودی متلاطمت خواهد کرد درونت را ... و صورتت جولانگاه نظر های ناپاک خواهدشد.

حیا یعنی اینکه به رعایت حجاب اهمیت ویژه بدهی! ... نه آنکه دلت خوش باشد که چادری هستی! ... و حال آنکه چه چادر زدن هایی که صد رحمت به مانتو ...

حیا یعنی اینکه در هنگام سخن گفتن وقار و متانت را رعایت کنی ... نه آنکه صدای خنده هایت ... ریسه بیندازد دل شیطان را!

حیا یعنی اینکه از خود پرستی و خودخواهی برهی و به نوع دوستی برسی .... و اندکی آزادی خود را محدود کنی ... تا هم خودت امنیت پیدا کنی .... و هم همنوعانت آزادی فکر و دلشان به مخاطره نیفتد.

حیا یعنی اینکه نگویی .... "دلت باید پاک باشه! " .... نه ... هم دل باید پاک باشد و هم ظاهر مطهر ... چرا که یقین بدان ... آنکس که در پوشش مطهر نیست ... به مراتب در اعمال نا مطهر تر است.

حیا یعنی آنکه بدانی هر چقدر هم که زیبا باشی ... از تو زیبا تر وجو دارد ...پس دلت را به زیبایی خوش نکن ... که ثروت به شبی بند است و زیبایی به تَبی .

حیا یعنی اینکه کرم قلاب ماهیگیری شیطان نباشی!

حیا یعنی اینکه ...

حیا یعنی یک کلام ... دین تو و والسلام !

تذکر نوشتـ... مهم :
همونجوری که در تیتر مطلب نوشتم این دلنوشت درد و دلی است با "بدحجاب محترم"
اگر کسی "بد حجاب نا محترم" است یا "بی حجاب  نامحترم" ،به خودش زحمت خوندن مطالب بالا رو نده فقط همین سه خط پایین رو بخونه لطفا :

خداوند بر عذاب دردناک تو بیفزاید که قطعا تو از ریگی ملعون هم جنایتکار تری ... چرا که او سر جسم می برید ... و با به درک واصل شدنش دیگه جنایاتش هم تموم شد ... اما فقط خدای متعال میداند که تو روزانه سر دل چندین نفر را ذبح میکنی ... و جنایاتت باقیات و شرات مستمر است که حتی بعد از رفتنت از این دنیا هم ادامه دارد...


نوشته شده در یکشنبه 17 مهر 1390 ساعت 11:53 ب.ظ توسط دختر آفتاب نظرات | |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت