تبلیغات
دختر آفتاب - ای قبله ی آمال
دختر آفتاب

من آب شدم سراب دیدم خود را دریا گشتم حباب دیدم خود را آگاه شدم تمام من غفلت بود بیدار شدم به خواب دیدم خود را

ای قبله ی آمال من ای مقصد عالی
دونبال توام با همه ی بی پر و بالی

عمریست که نزد تو به امید جوابی
بگرفته تمام سخنم لحن سوالی

گر حال من عاشق دلداده بپرسی
ای خوب به جز دوری تو نیست ملالی

قومی به وصال تو رسیدند و من اینجا
خو کرده دلم با کری و کوری و لالی

با فکر و خیال تو فقط میگذرد عمر
ای کاش به پایان رسد این عمر خیالی

گفتند دو روز است غم و محنت دنیا
هر لحظه ولی میگذرد بی تو چو سالی

هر بار که وا میکنم این سفره ی دل را
مانده است به هر گوشه ی آن جای تو خالی

امروز بیا تا بدهم جان به وصالت
فردا که دهم جان به غمت نیست مجالی

دیریست که از چشمه ی رخ میگذرد اشک
تا کی گذرت افتد از این سمت و حوالی

 


نوشته شده در سه شنبه 12 مهر 1390 ساعت 11:43 ب.ظ توسط دختر آفتاب نظرات | |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت