تبلیغات
دختر آفتاب - خلقت انسان
دختر آفتاب

من آب شدم سراب دیدم خود را دریا گشتم حباب دیدم خود را آگاه شدم تمام من غفلت بود بیدار شدم به خواب دیدم خود را

ذات اقدس اله مساله انسان را به یک اصل که روح اوست ، و به یک فرع که تن اوست ، تحلیل می کند واین فرع را به طبیعت و مادّه وطین و تراب اسناد می دهد که :

انّی خالق بشراً من طین(1)

و آن اصل را به خود اسناد می دهد و می فرماید :

ونفخت فیه من روحی(2)

و در سوره مؤمنون وقتی کودک مراحل جنینی را طی می کند و رشد جنین به پایان می رسد آنگاه می فرماید :

ثمّ انشاناه خلقاً آخر(3)

[112]

ما به او روح دادیم ، یعنی روح وقتی می آید که مساله زن و مرد تمام شده باشد ، یعنی بعد از :

فکسونا العظام لحماً(4)

وقتی صورتگر ، صورت سازی نمود و مساله ذکورت و انوثت تمام شد ، آنگاه نوبت ثمّ انشاناه خلقاً آخر می رسد که آن خلق آخر دیگر ذکور و اناث ندارد .

در آیه ای دیگر ارتباط ذکورت و انوثت را به طبیعت و ماده بر می گرداند و می فرماید :

الم یک نطفة من منی # یمنی’ ثم کان علقة فخلق فسوّی ، فجعل منه الزوجین الذّکر و الاُنثی(5)

آیا او نطفه ای از منی که ( در رحم ) ریخته می شود نبود ؟ سپس به صورت خون بسته در آمد و خدا او را آفرید و پرداخت و از او دو زوج مرد و زن قرار داد .

این آیه ناظر به آن است که از پدر و مادر جز اِمْناء کار دیگری ساخته نیست ، آنچه به نام خلقت است از آنِ ذات اقدس اله است .

در این آیه می فرماید اگر مذکر و مؤنثی هست به مَنی یمنی بر می گردد ، نه به نفخت فیه من روحی . تفاوت در کیفیت تصویرگری است و تصویر ذکورت و انوثت بعد از مرحله علقه بودن طرح می شود و بعد از آن که مساله ذکور واناث تمام شد ، آنگاه نوبت به روح می رسد . و روح خواه بر اساس « الارواح جنود مجنّدة » و نظر عدّه ای که قائلند ارواح قبل از ابدان است تفسیر بشود ، خواه بر اساس تفکر دیگران که می گویند : روح مجرد ، همزمان با کمال بدن حادث می شود ، و خواه روی مبنای سومی که دیگران پذیرفته اند ، در هر صورت روح بعد از پیدایش ذکورت و انوثت است . یعنی بعد از این که بدن دوران مذکر و مؤنث را پشت سر گذاشت ، آنگاه روح پدید می آید .

[113]

چون ذات اقدس اله کار پدر ومادر را امناء می داند وکار خود را خلقت ، لذا به کار خود بها می دهد وبه آفرینش زن و مرد یکجا و یکنواخت سوگند یاد می کند و به این « خلقت » حرمت می نهد و می فرماید :

واللیل اذا یغشی’ والنّهار اذا تجلّی وما خلق الذّکر والاُنثی(6)

پس از آن که سوگند به شب وسوگند به روز را در دو حالت گوناگون آنها یاد می کند ، سوگند به آفرینش زن ومرد را هم یاد می کند . چون کلمه « ما » در و ما خلق الذکر والاُنثی مصدریه است ، بنابراین موضوع مورد سوگند خلقت است نه مخلوق ، وخداوند به زن ومرد سوگند یاد نمی کند ، بلکه به « خلقت » زن ومرد که فعل سوگند می خورد .

1 . ص ، 71 .

2 . حجر ، 29 .

3 . مؤمنون ، 14 .


نوشته شده در جمعه 29 مهر 1390 ساعت 09:11 ق.ظ توسط دختر آفتاب نظرات | |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت